هجوم فرم به معنا
«فردا وفات حضرت ام کلثوم صلواتاللهوسلامهعلیها هستش. چندسالیست این بانوی بزرگوار مع الاسف مورد ظلم عدهای از شیعهنمایان بیهمهچیز قرار گرفته است. ما باید جهت جبران، مصیبت وفات ایشان را به وجه شدیدتر از سابق بزرگ بداریم و اسم شریف این بانوی بزرگوار را برجسته نماییم. از تغییر اسمِ صفحات مجازی، گروهها، کانالها، پروفایلها و نیز بهرهمندی از هشتگها در راستای تعظیم ایشان حتما استفاده نماییم. در شب مصیبت این بانوی بزرگ نام و عزای حضرت را با خون سر خود برجسته کرده و به عالم نشان دهیم که ما سرباز ایشانیم و دشمنان و بیسوادان را با رنگ خون خود مایوس و مطرود و حذف نماییم. باشد که حسب تلاشمان خداوند حساب ما را از ظالمین در حق آل الله جدا نماید.»
این متن پست امروز یکی از کانالهای تلگرامی است که با گرایش به جریان رادیکال «تشیع هویتی» در راستای ترویج مناسک شیعی و هتک و طرد جریان عقلانیتگرای شیعی فعالیت میکند. به خصوص هجمههای جدی این کانال و کانالهای مشابه به دو چهرهی شاخص و اصلاحگرای معاصر یعنی مطهری و شریعتی است. با تعابیر تندی مثل «مطهری کافر بود» و «اللهم العن شریعتی» و نظایر اینها. (این هم نکتهی قابل تاملی است که هنوز هم بعد از چهل سال، مطهری و شریعتی در صدر فهرست مغضوبین این جریانها قرار دارند و هنوز بازار لعن و نفرین به این دو در برخی هیئات و محافل مذهبی گرم است.)
مراسم عزاداری امکلثوم، چند سالی است در راستای فربهسازی تقویم مناسک شیعی، به فهرست مجالس عزاداری افزوده شده و میتوان گفت در جامعهی «هیئتیها» دیگر رسمیت یافته است. همانطور که پیشتر در یادداشتی نوشته بودم، ازنظر پتانسیل و تمایل به فربهی مناسکی، جریانهای اصلی رقیب در تشیع ایرانی (سنتی، سیاسی و هویتی) چندان تفاوتی با هم ندارند. حتی میتوان گفت یکی از محورهای رقابت این جریانها با هم همین تلاش برای تولید مناسک جدید است. منتها در فرم این فربهسازی تفاوتهایی محسوس است.
به عنوان مثال جریان رادیکال و افراطگرا میکوشد آیینهای حساس مثل قمهزنی را به هر بهانهای ترویج کند. در همین متنی که نقل کردم مخاطبان به برگزاری قمهزنی بهمناسبت وفات امکلثوم تشویق شدهاند: «نام و عزای حضرت را با خون سر خود برجسته کرده...». این کاملا ًمصداق منسکسازی است. قمهزنی، به عنوان یک رسم شناختهشده، تبار صوفیانه و شناسنامهی شیعی مشخص دارد. در ادوار پیشین اجرای این رسم، طبق قاعدهی عمومی همهی مناسک، تابع هنجار زمانی مشخصی بوده است: سحرگاه 21 رمضان و سحرگاه عاشورا. تلاشهایی که در سالهای اخیر برای شکستن این هنجار زمانی و توسعهی این رسم به مناسبتهای دیگر عمدتاً از جانب یک جریان مشخص صورت میگیرد، نوعی هنجارشکنی مناسکی است که تبعا پیامدهایی خواهد داشت و یکی از مهمترین پیامدهایش، تهیازمعناساختنِِ خود آیین قمهزنی است. به عبارت دیگر این فربهسازی فرم بهقیمت تحدید معنا تمام میشود. مشابه همان اتفاقی که در شبیهسازیهای اخیر از پیادهروی اربعین میافتد.